تبليغاتX
آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست...؟
هو

سلام به همه...

با عرض تسلیت به مناسبت ایم شهادت مادر و عذر خواهی از محضر ایشان که فرصت پیدا نکرد عرض ادبی بکنم...

یک راست بروم سر جریان انتخابات...

خیلی جای تعجب بود که میر حسین موسوی اصلاح طلب شده باشد! یا اینکه خود را طرفدار آنها اعلام کند تا ر‌أی بیاورد!

از استاد اندیشه سیاسی مان شنیدیم که گفته من نمی خواهم دلشان را بشکنم ولی با نقطه نظراتشان مخالفم!

مانده بودم که وقتی با رأی اصلاح طلبان بالا بیاید و بعد هم کار خودش را بکند دل آنها نمی شکند؟! به نظرم هم همین جمله ی... بهترین چیز است برای اینکه طرفداران خاتمی به او رأی ندهند...!!!

خیلی برایم عجیب است انسان اجازه دهد کشوری او را به چیزی بشناسد که قبولش ندارد!به نظرم رنگی از نفاق دارد این کار!

فیلم همایش دوم خردادی دیگر(سالن دوازده هزار نفری آزادی) هم به دستمان رسید...چه افتضاحی!دقیقا همان هایی که دور هاشمی جمع شده بودند(هاشمی ۲۰۰۵) این بار دور موسوی(به قول خودشان میر حسین) با روسری و شال های سبز  دستمال های سبزی که دور دستهاشان بسته بودند!تا به حال این همه سید در یک جا ندیده بودم!!! حرف های فائزه هاشمی را هم شنیدم...

من با اینکه با بعضی کارهای احمدی نژاد مشکل دارم، اما چون نمی خواهم موسوی بالای کار بیاید به احمدی نژاد رأی میدهم...

سخنرانی دکتر عباسی ِ همیشه منتقد به دولت احمدی نژاد و دفاع او از دولت نهم(در برابر دولت های قبل و موسوی) مطمئنم کرد که به احمدی نژاد رأی می دهم!

خدا همه چیز را به خیر کند...

التماس دعا-یا حق

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در شنبه نهم خرداد 1388 و ساعت 11:27 |
هو

سلام به همه...

...............................................

باورم نمیشه...

فقط می تونم تسلیت بگم...

همین...

التماس دعا

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 16:5 |
هو

سلام

خوبین؟

از همه ی اونایی که تبریک گفتن ممنون!

امروز انشاالله با کاروان ازدواج دانشجویی می ریم مشهد!

دلتون بشکنه انشاالله که ان الله فی قلوب منکسره(با احیانا کمی تصرف و تلخیص!)

التماس دعا

یا حق

 

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در دوشنبه هفدهم فروردین 1388 و ساعت 12:23 |
 هو


سلام...

بابارابا...

إنشاءالله پس فردا،جمعه، اگه گفتین عروسی منه یا نه ؟!

درست حدس زدین...إنشاءالله عروسیمونه!

بالأخره دوران مسخره ی عقد تموم میشه!

واسمون دعا کنید!!!

راستی اگه خواستید تشریف بیارید!



التماس دعا-یا حق

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 و ساعت 23:30 |

هو

سلام

با چند روز تاخیر تولد سی سالگی آقا انقلاب رو تبریک می گم!(یا حتی شاید انقلاب خانم!!!)إن شاء الله 100 ساله شی،نه 120 ساله شی، نه 120 سال کمه،همیشه زنده باشی، تا ظهور آقا!

ضمنا دعا میکنیم برای اصلاح امور و امراء جزء که باعث خراب شدن چهره ی انقلاب شدند! که قطعا گناهی است نابخشودنی!

حالا می خوام یه مطلب بی ربط بگم!

چند شب پیش با یک بنده خدایی که حقوق و فقه و از این چیز میزا خونده همنشین شدیم،بحث سر مهریه شد و نظرش این بود که:

مهریه نباید کم باشه(فکر کنم حدود 300-500 در نظرش بود) به  دلیل اینکه اگر زن مریض بشه، نه قانون و نه توی شرع اریم که هزینه ی درمانش به عهده ی مرده، اگر مرد زیر بار خرج های سنگین درمان زن نرفت، زن باید بتونه از طریق مهریه خرج درمان خودش رو بده!

صحبت از این شد که مردی که زن باش ازدواج می کنه اگه انسانیت نداره که خرج درمان نده اصلا ازدواج باش غلطه!

در جواب گفت با یه ضربه به سر، مرد می تونه دیوونه شه و انسانیتش از بین بره!

 

به نظر شما نظرتون چیه؟!!!

 

التماس دعا-یا حق

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 و ساعت 14:34 |

هو

سلام...

یه مدت زیادی می خواستم پست بذارم هی نمی شد...برای عید غدیر می خواستم پست بذارم که از خطبه ی حضرت امیر بنویسم باز هم نشد...می خواستم برای غزه بذارم زبونم لال شد...حالا هم دارم می ترکم...می خوام بنویسم اما هنوز نمی دونم چی می خوام بگم...

خواهر کوچولوی من 3 سال و چند ماهشه...سید هم هست...خیلی دوستش دارم...خیلی کوچولوه...زورش خیلی کمه...خیلی نازه...قدش از یک متر کمتره...خیلی چهره ی کوچولویی داره...گوش هاش خیلی لطیفه...یه گوشواره هم داره...

 

من جون همسرم برام خیلی عزیزه...نمی دونم اگه جنگ بشه بخواد بره جبهه چطوری می تونم راهی اش کنم؟!چطوری می تونم از روزهای خوب با اون بودن گذر کنم؟!گاهی که فکر می کنم به شهید شدنش ناخودآگاه های های گریه می کنم...

 

یادمه وقتی داداش کوچیکم 6 ماهش بود چه قدر بوسیدن گلوش بهم کیف می داد... بچه ی دوستم هم یه پسر 6ماهه است الآن...

 

من می دونم که وقتی آدم عزیزش رو از دست می ده چقدر ناراحت می شه...وقتی مرگ طبیعی باشه با گذر زمان آدم فراموش می کنه...اما وقتی عزیز آدم یا بهتره بگم عزیزای آدم به ظلم کشته می شن اونم جلوی چشمش،آدم نمی تونه آروم بگیره...حتی با گذر زمان...

 

من نمی تونم بفهمم که اگه ببینم امام زمانم و بستگانش رو دارن آزار می دن، چطور زنده می مونم...امام زمان می دونی یعنی چی؟!!!شاید خودم هم درست نمی دونم که الان راحت نشستم پشت کامپیوتر دارم این ها رو می نویسم...

 

داشتم می گفتم...خواهر کوچولوم خیلی نازه...سید هم هست...اما نمی دونم اصلا می فهمه یعنی چی سر یه آدم رو از تنش جدا ببینه؟! تا چه برسه به دق کردنش...

 

دارم می ترکم از بغض هایی که هر از چندی سر از چشم هام در میارن و بیشتر توی گلو می خوابن...

 

آخه مگه چقدر می شه درد تحمل کرد؟از همون اول که شروع شد غم ها وغصه هم شروع شدن...وفات پیامبر رو بگم یا سقیفه ای که فقط 70 روز بعد از غدیر رخ داد یا ماجرای فدک رو؟ یا اسارت پدر یا شهادت مادر؟یا داداش حسن؟یا برادر و پسرها و برادر زاده ها؟ یا دیدن بریدن سر حجت خدا؟ یا تمام غم و غصه هایی که منتهی شد به غیبت صغری و کبری؟

 

می دونی...بذار نگم...دلم نمیاد در مورد امامم بی حریم صحبت کنم...

 

امشب شب عاشوراست...کاش همیشه شب می موند...

التماس دعا- یاحق

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در سه شنبه هفدهم دی 1387 و ساعت 23:24 |
هو

سلام...

امروز رو (که به اصطلاح ولن تاین بچه شیعه هاست!) به همه ی زوج های پیر و جوان تبریک می گم!

یه چیز جالبی توجهم رو جلب کرد که از این قراره:

چی میشه که حضرت زهرای حدود ۹ ساله با حضرت علی حدود ۳۴ ساله هماهنگ می شن؟! اون چیه که باعث میشه که حضرت زهرا به تناسب با حضرت علی بزرگه و حضرت امیر هم به تناسب بانو شاداب!

قبول دارم که دختر ۹ ساله ی اون موقع خیلی بزرگتر بوده، اما مگه چقدر از این اختلاف سن با این مسئله جبران میشه مگه؟

خیلی برام جالبه این!

و به نظرم عاملش هیچی جز تقوای خفنی که داشتند نیست.البته خوب سخته در مورد دو تا انسان کامل این ها رو مطرح کردن...اما برام جالب بود...

روز عشق به همه ی بچه شیعه های عاشق(از نوع عشق واقعی) مبارک!

 

التم-یاحق

 

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در یکشنبه دهم آذر 1387 و ساعت 14:20 |
هو

سلام به همه ی عاشقای امام رضا...خوبین؟عیدتون مبارک!

دلم هواییه حرمته آقا جون!بطلب ما رو!

از همه التماس دعا!

یا حق

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در دوشنبه بیستم آبان 1387 و ساعت 10:14 |
هو





بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم...


+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 و ساعت 23:6 |
هو

سلام به همه ی اونایی که میان اینجا و سلام میدن!!!!

جاتون خالی تو این ماه رمضونی یه مشهد 5 روزه رفتیم با آقامونینا!

باید دوتایی می رفتیم یه تشکر درست و حسابی می کردیم...راستش برای خیلی ها دعا نکردم!

إن شاءالله نصیب همه ی تکی ها بشود به زودی دو تایی بروند خدمت آقا...

التماس دعا...
+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 و ساعت 0:23 |
هو

سلام به همه...

امیدوارم زندگی بر وفق صلاحتون باشه!!!

با اجازتون ما دوباره رفتیم سبلان!اما جای بعضی ها خیلی خالی بود...اونی که برای من خیلی بود...

امسال خیلی دریاچه ی سبلان قشنگ بود...!و هوا از پارسال بهتر و گرمتر بود الحمدلله!!!

ماه رمضون هم داره میاد و سال تقدیری هم داره تموم میشه...امسال میخوایم چه تقدیری رو بخوایم؟!

من پارسال از ته دل از خدا خواستم هر چی خیر هست امسال نصیبم کنه...که البته بیشتر مد نظرم ازدواج و مکه بود که الحمدلله هر دو نصیبم شد، به علاوه ی خیر های دیگه،از جمله همین سبلان دوست داشتنی!!!

پیشنهاد می دم شما هم کم نخواید!

خیلی برای هم دعا کنیم...

یا حق
یا حق...


+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در یکشنبه دهم شهریور 1387 و ساعت 23:51 |

هو

 

این روزها چه غمگین است...این روز ها بغض است و گریه...

و شاید البته بغض ها بیشتر...

از رفتن امام تا شهادت مادر...غربت...صبر...ولایت...ولایت...ولایت...

وقتی یاد مادر می افتم بغض گلویم را می گیرد و ترجیح می دهم چیزی نگویم...

چه می توانم بگویم و مگر چه دارم که بگویم؟...

وقتی آدم مدینه می رود و می بیند که حتی پیامبر خدا آنجا تنها و غریب است چه می تواند بگوید وقتییاد مظلومیت پاره ی تنش می افتد...

 

پیامبر-وفات-گریه-شب و روز-بیت الأحزان-فدک-سند-مسجد-کوچه-دست-کبود-در-دیوار-محسن-آتش-آتش-ناب-زمین-زمین-چادر-خاک-درد-بغض-درد-شرم-وصیت-دعا-شب-غسل-پنهان-تنها-مظلوم-چاه...

 

بس است دیگر...پرده دری زیاد کردم...فقط یک کلمه را جا انداختم...اگر خواستید اضافه اش کنید بین همه ی کلمات بگذاریدش: "ولایت"...

 

چشمانم داغ شده اند و قلبم محزون...بغض گلویم را اذیت می کند...

 

ترجیح می دهم نگویم...از مدینه...از مادر...از مولا...

 

ترجیح می دهم چیزی نگویم...

 

التماس دعا

یا حق

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 و ساعت 18:48 |
هو

سلام به همه

یک نفر به کمک معنوی شما احتیاج شدید داره...

خواهش می کنم حتما به این آدرس سری بزنید و کمکش کنید:

http://www.dastetalab.blogfa.com/

التماس دعا

یا حق

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 و ساعت 13:27 |

هو
سلام به همه...

امیدوارم که شما هم به امید خدا هرچه زودتر و بهتر و به مبارکی و میمنت و سلامتی یک ازدواج موفق بکنید!
ما که الحمدلله...



عارضم که موسسه دوباره داره برای

اردوی سبلان تابستون

ثبت نام میکنه!

برای به دست آوردن اطلاعات هرچه بیشتر و بهتر و احیاناً جذاب تر(!) به آدرس

 www.TARHESAMAT.ir

مراجعه کنید یا

اینجا

را کلیک کنید.

التماس دعا
یا حق

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:21 |
هو
سلام به همه...
و سلام به جریر که یادم انداخت باید ازم خداحافظی کنید...
البته قبلش اعیاد جاری و گذشته رو تبریک می گم...
امیدوارم که خدا در این سفر خیلی معنوی نگهدارم باشه...!!!
اگر احیانا کسی ازم بدی دیده حتماً بیاد بگه تا حلالش کنم...

امری؟ فرمایشی؟

راستی از همین الان بگم که کسی ازم سوغاتی نخواد ها! چون مایه زیاد نیست...!!!
البته سوغاتی مجازی می تونم بتون بدم!عین عیدی عید غدیر!

التماس دعای زیاد
حلال بنمایید
 یا حق
+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 و ساعت 20:30 |

در پی حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به نوار غزه و کشتار مردم بیگناه غزه بویژه کودکان فلسطین و سکوت مجامع بین المللی و کشورهای منطقه در قبال این جنایت حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پیامی صادر فرمودند .


متن پیام به این شرح است :


بسم الله الرحمن الرحیم


امت بزرگ اسلام، ملت عزیز ایران


حوادث خونین غزه در این روزها چنان فجیع و دردناک است که نمی توان غم سنگین ناشی از ان را با زبان و قلم ، بیان کرد. کودکان بی گناه و زنان و مردان مظلوم پس از ماهها محاصره ی کامل ، اکنون با قساوت و شقاوت صهیونیست ها ، در خانه و کشانه ی خود به خاک و خون کشیده می شوند ، غنچه های نورس در برابر چشم پدر ومادر ، و پدران و مادران در برابر کودکان معصوم ،‌در اتش کینه ی جلادان غاصب می سوزند ، مدعیان تمدن و انساندوستی باوقاحت تمام، این فاجعه عظیم انسانی را خونسردانه و بی تفاوت تماشا می کنند و حتی برخی با بیشرمی از ان ابراز خشنودی می نمایند . سکوت دنیای اسلام در برابر این تعدی کم نظیر به هیچ رو پذیرفته نیست .


امت اسلامی باید به خروش آید وسران اسلامی باید خشم ملتهای خود را به رخ رژیم غاصب بکوبند . دست دولت امریکا نیز به خون ملت مظلوم فلسطین آغشته است . به پشتیبانی آن دولت مستکبر و طغیانگر است که صهیونیستها با گستاخی مرتکب این جنایتهای نا بخشودنی می شوند ، ملتها و دولتهای اسلامی ندای مظلومیت فلسطینیان مظلوم را به سراسر جهان برسانند و وجدانهای خفته را بیدار کنند ایا ملت امریکا می داند که زمامدارانش اینگوینه همه ی حرمتهای بشری را در پیش پای صهیونیستها قربانی کرده اند ؟ایا ملتهای اروپایی باخبرند که تسلط سرمایه داران صهیونیست بر کشورهای انان کار سیاستمدارانشان را به کجا کشانده است ؟


و این تصادف و اتفاق نیست که همزمان با این جنایتهای نظامی ، در گوشه دیگر از جغرافیای زیر سیطره ی استکبار ، برترین مقدسات اسلامی دستخوش تعرض می شود و قلمهای پلید و سیاستهای شیطانی حامی آنها، ساحت مقدس حضرت رحمه للعالمین را که همه ی بشریت وامدار پیام الهی او وذات مقدس اوست ، مورد هتک و اهانت قرار می دهند ، اری این اسلام عزیز است که با پیام رهائی بخش و ظلم ستیز خود و با برانگیختن روح کرامت و عزت در انسانها و ملتها ، مستکبران را به وحشت انداخته و اتش کینه ی ملتهای مسلمان را در دل آنان مشتعل ساخته است و حرکات انان را دیوانه وار کرده است .


اکنون مستکبران طغیانگر بدانند که با خشونت و درندگی نخواهند توانست فروغ بیداری روز افزون اسلامی را خاموش کنند . مقاومت قهرمانانه ی ملت فلسطین و شجاعت حیرت برانگیز مرد وزن و پیر و جوان آنان در برابر صهیونیست های خونخوار ،‌گواه زنده ی این مدعا است . فرجام این درگیری ، پیروزی حق برباطل است ، همچنانکه فرمود .. فانتقنها من الذین اجرموا و کان حقا علینا نصر المومنین .


اینجانب به مردم غزه ، به مردان وزنان مظلوم و مقاوم ، به کودکان معصوم و غنچه ها ی پرپر شده درود میفرستم وصبر و فرج و پیروزی انان را از خدا مسئلت می کنم .


والسلام علیکم و رحمه الله


سید علی خامنه ای


+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 10:16 |
هو

سلام به همه تون...

خوبین؟

ببخشید که من چند وقتیه زیاد حوصله ی اینترنت رو ندارم...

‌انشاءالله ۱۲ فروردین عازم مکه ایم...

امری نیست؟

خیلی التماس دعا

یا حق

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 و ساعت 9:47 |
مسجدالاقصی کدومه؟همون مسجد هشت ضلعی که گنبد طلایی داره و عکسش پشت اسکناس های 100 تومانی چاپ شده؟همون مسجدی که روز قدس روزنامه ها عکسشو میندازنو تلویزیون هم مسلمونها یی رو نشون میده که پشت بهش نماز می خونن؟همون طور که خودتون میدونید (یا شاید هم نمی دونید)این مسجد مسجد الاقصی نیست مسجد "عمر"یا "قبه الاصخره "است. البته فکر نمی کنم این موضوع خیلی جدید باشه چون اخیرا رسانه های ایران خیلی بهش پرداختند و خیلی هم سر و صدا کرد .اما اونچه که برای من سوال ایجاد کرده اینه که چرا الان؟؟؟!!!!! نه اینکه چرا الان این موضوع رو فهمیدن!!!چون مطمئنم که یه خبر نگار یا روزنامه نویس یا هر کس که می خواد راجع به فلسطین قدس یا مسجدالاقصی بنویسه حداقل چیزی که میدونه اینه که اون گنبد طلایی با معماری بی نظیرش متعلق به مسجد قبه الاصخره است نه مسجدالاقصی فقط نمی دونم چرا اینقدر دیر بهش پرداخته شده!!! من این موضوع رو اولین بار وقتی اول راهنمایی بودم از معلم انشامون که در مطبوعات هم فعالیت زیادی داشت شنیدم .اون موقع این موضوع رو به هر کی که تونستم گفتم و هر وقت که تلویزیون مسجد قبه الاصخره رو به جای مسجدالاقصی نشون میداد حرص می خوردم ولی کم کم وقتی دیدم همه با اطمینان می گن اون گنبد طلائیه مسجد الاقصی ست گفتم خوب پس حتما من حرف معلممو درست نفهمیدم تا اینکه اخیرا خودم یک سری تحقیقات کردم و فهمیدم که حرف معلمم درست بوده و بعدش هم که رسانه ها گفتن که ......... (همونهایی که بالا گفتم) حالا این وسط اسرائیل و کسانی که با رزیم مخالف هستن میگن: جمهوری اسلامی ایران 28 سال مسجد عمر را به جای مسجدالاقصی به مردمش قالب کرده است .یا میگن:تصویری که پشت سر آیت الله خمینی در مورد مسجد الاقصی آویزان می شد و در حکومت ایران در تمام 28 سال اخیر به عنوان تصویر مسجد الاقصی معرفی می گردید، در واقع تصویر مسجد دیگری است که اعراب آن را قبة الصخره (گنبد تخته سنگ) می خوانند. و یا اینکه: این موضوع نشان می دهد که مقامات جمهوری اسلامی ایران تا چه حد خود از امور اسلامی و فلسطینی ناآگاه هستند – ولی همه امکانات خود را صرف سینه زدن به خاطر "فلسطین و فلسطینیها" می کنندو............... و از طرف دیگر ایران می گوید:رژيم صهيونيستي سالها براي اين كه بتواند مسجدالاقصي و قدس واقعي را ازبين ببرد و معبد مقدس یهود را به جای آن بسازد، مسجد قبهًْ الاصخره را در شبكه‌هاي تلويزيوني و سايتهاي خبري خودبه عنوان مسجدالاقصي نمايش داده وتبليغ مي‌كند. من که آخرش نفهمیدم چی شد ولی مسئله اینه که من به عنوان یه آدم طرفدار نظام و رهبری نمی تونم قبول کنم که حداقل یکی مثل امام خمینی یا آیت الله خامنه ای ندونن که مسجد الاقصی واقعی کدومه حالا چه به خاطر تبلیغات اسرائیل که مسجد قبه الاصخره رو به جای مسجدالاقصی جا بزنه چه به خاطر بی اطلاعی خودشون فرقی نمی کنه !! نمی دونم شاید مصلحتی در کار بوده که..............
+ نوشته شده توسط هه.آقایی فر در سه شنبه دوم بهمن 1386 و ساعت 19:36 |
باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است این صبح تیره باز دمید از کجا کزو کار جهان و خلق جهان جمله درهم است گویا طلوع می کند از مغرب آفتاب کاشوب در تمامی ذرات عالم است گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست این رستخیز عام که نامش محرم است در بارگاه قدس که جای ملال نیست سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند گویا عزای اشرف اولاد آدم است خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین پرورده ی کنار رسول خدا، حسین * * * کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا در خاک و خون طپیده میدان کربلا گر چشم روزگار به رو زار می گریست خون می گذشت از سر ایوان کربلا نگرفت دست دهر گلابی به غیر اشک زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا از آب هم مضایقه کردندکوفیان خوش داشتند حرمت مهمان کربلا بودند دیو و دد همه سیراب ومی مکد خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد فریادالعطش ز بیابان کربلا آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم کردند رو به خیمه ی سلطان کربلا آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد کز خوف خصم در حرم افغان بلندشد * * * کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی وین خرگه بلند ستون بیستون شدی کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت یک شعله ی برق خرمن گردون دون شدی کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان سیماب وار گوی زمین بی سکون شدی کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک جان جهانیان همه از تن برون شدی کاش آن زمان که کشتی آل نبی شکست عالم تمام غرقه دریای خون شدی آن انتقام گر نفتادی به روزحشر با این عمل معامله ی دهر چون شدی آل نبی چو دست تظلم برآورند ارکان عرش را به تلاطم درآورند * * * برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند اول صلا به سلسله ی انبیا زدند نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید زان ضربتی که بر سر شیرخدا زدند آن در که جبرئیل امین بود خادمش اهل ستم به پهلوی خیرالنسازدند بس آتشی ز اخگر الماس ریزه ها افروختند و در حسن مجتبی زدند وانگه سرادقی که ملک مجرمش نبود کندند از مدینه و در کربلا زدند وز تیشه ی ستیزه درآن دشت کوفیان بس نخل ها ز گلشن آل عبا زدند پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید بر حلق تشنه ی خلف مرتضی زدند اهل حرم دریده گریبان، گشوده مو فریاد بردر ِ حرم کبریا زدند روح الامین نهاده به زانو سر حجاب تاریک شد ز دیدن آن چشم آفتاب * * * چون خون ز حلق تشنه ی او بر زمین رسید جوش از زمین به ذروه عرش برین رسید نزدیک شد که خانه ی ایمان شود خراب از بس شکست ها که به ارکان دین رسید نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید باد آن غبار چون به مزار نبی رساند گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید یکباره جامه در خم گردون به نیل زد چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش از انبیا به حضرت روح الامین رسید کرد این خیال وهم غلط کار کان غبار تا دامن جلال جهان آفرین رسید هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال او در دلست و هیچ دلی نیست بی ملال * * * ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند یک باره بر جریده ی رحمت قلم زنند ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر دارند شرم کز گنه خلق دم زنند دست عتاب حق به در آید ز آستین چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند آه از دمی که باکفن خون چکان ز خاک آل علی چو شعله ی آتش علم زنند فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت گلگون کفن به عرصه ی محشر قدم زنند جمعی که زد به هم صفشان شورکربلا در حشر صف زنان صف محشر به هم زنند از صاحب حرم چه توقع کنند باز آن ناکسان که تیغ به صید حرم زنند پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل شوید غبارگیسویش از آب سلسبیل * * * روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار خورشید سربرهنه برآمد ز کوهسار موجی به جنبش آمد و برخاست کوه ابری به بارش آمد وبگریست زار زار گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن گفتی فتاد از حرکت چرخ بی‌قرار عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر افتاد در گمان که قیامت شدآشکار آن خیمه‌ای که گیسوی حورش طناب بود شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل گشتند بی‌عماری محمل شتر سوار با آنکه سر زد آن عمل از امت نبی روح‌الامین ز روح نبی گشت شرمسار وانگه ز کوفه خیل الم رو به شام کرد نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد * * * بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد شور و نشور واهمه را در گمان فتاد هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند هم گریه بر ملائک هفت آسمان فتاد هرجا که بود آهویی از دشت پاکشید هرجا که بود طایری از آشیان فتاد شد وحشتی که شور قیامت زه یاد رفت چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد بر زخم های کاری تیغ و سنان فتاد ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان بر پیکر شریف امام زمان فتاد بی اختیار نعره ی هذا حسین ازاو سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد پس با زبان پر گله آن بضعةالرسول رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول * * * این کشته ی فتاده به هامون حسین توست وین صید دست و پا زده در خون حسین توست این نخل تر کز آتش جانسوز تشنگی دود از زمین رسانده به گردون حسین توست این ماهی فتاده به دریای خون که هست زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست این غرقه محیط شهادت که روی دشت از موج خون او شده گلگون حسین توست این خشک لب فتاده دور از لب فرات کز خون او زمین شده جیحون حسین توست این شاه کم سپاه که باخیل اشک و آه خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست این قالب طپان که چنین مانده بر زمین شاه شهید ناشده مدفون حسین توست چون روی در بقیع به زهرا خطاب کرد وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد * * * کای مونس شکسته دلان حال ماببین ما را غریب و بی کس و بی آشنا ببین اولاد خویش را که شفیعان محشرند درورطه ی عقوبت اهل جفا ببین در خلد بر حجاب دو کون آستین فشان واندر جهان مصیبت ما بر ملا ببین نی ورا چو ابر خروشان به کربلا طغیان سیل فتنه و موج بلاببین تن های کشتگان همه در خاک و خون نگر سرهای سروران همه بر نیزه هاببین آن سر که بود بر سر دوش نبی مدام یک نیزه اش ز دوش مخالف جدا ببین آن تن که بود پرورشش در کنار تو غلطان به خاک معرکه ی کربلا ببین یا بضعةالرسول زابن زیاد داد کو خاک اهل بیت رسالت به باد داد * * * خاموش محتشم که دل سنگ آب شد بنیاد صبر و خانه ی طاقت خراب شد خاموش محتشم که ازین حرف سوزناک مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد خاموش محتشم که ازین شعر خون چکان دردیده ی اشگ مستمعان خون ناب شد خاموش محتشم که ازین نظم گریه خیز روی زمین به اشگ جگرگون کباب شد خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین جبریل را ز روی پیامبر حجاب شد تا چرخ سفله بود خطایی چنین نکرد بر هیچ آفریده جفایی چنین نکرد * * * ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده ای وز کین چه ها درین ستم آباد کرده ای بر طعنت این بس است که با عترت رسول بیداد کرده خصم و تو امداد کرده ای ای زاده زیاد نکرده است هیچ گه نمرود این عمل که تو شداد کرده ای کام یزید داده ای از کشتن حسین بنگر که را به قتل که دلشاد کرده ای بهر خسی که بار درخت شقاوت است درباغ دین چه با گل و شمشاد کرده ای با دشمنان دین نتوان کرد آن چه تو با مصطفی و حیدر و اولاد کرده ای حلقی که سوده لعل لب خود نبی بر آن آزرده اش به خنجربیداد کرده ای ترسم تو را دمی که به محشر برآورند از آتش تو دود به محشردرآورند
+ نوشته شده توسط هه.آقایی فر در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 16:14 |

هو

 

و کلّ یتقرّبون الی الله عزّ و جلّ بدمهِ



همین...!

التماس دعا

یا حق

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 22:17 |