تبليغاتX
آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست...؟

هو

 

ظهور زيباست چون ظهور زيبايي هاست...

.

 

مي رسد از راه مردي از ديار آشنايي

بر زبانش مهرباني بر نگاهش روشنايي

 

روشنايي مي دهد خورشيد را برق نگاهش

مي گذارد آسمان هر روز پيشاني به راهش

 

مي رسد مهدي(عج) به دستش تيغ سرخ اقتدار

تا بگويد پاسخي بر ناله هاي انتظار

 

تا بگيرد انتقام زخم هاي بي شمار

لا فتي الّا علي لا سيف الّا ذوالفقار

 

.

.

.

حضرت امير عليه السلام:

 

1)آيا تو فکر مي کني که همين جسم مادي هستي؟!در حالي که آسمان ها در وجود تو نهفته است...

 

2)هر کس به تو بدي کند حقي بر گردن تو دارد؛ و آن حق اين است که او را ببخشي.

 

3)آرام باش، توکل کن ، تفکر کن، سپس آستين ها را بالا بزن. آنگاه دستان خداوند را مي بيني که زودتر از تو دست به کار شد.

 

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در شنبه بیست و هفتم آبان 1385 و ساعت 19:49 |

هو

      مي گن: امام خوبي داريم، امام رئوفي داريم...

من مي گم‌: ما امام داريم...بخدا امام داريم...

.

.

.

      لجم مي گيره از اينکه اينقدر نا مرديم...سراغ اماممون نمي ريم نمي ريم، وقتي مي ريم براي حاجتامون مي ريم...اول حاجت مي خوايم بعد اگه وقت کرديم با اماممون عاشقي مي کنيم...دعاي ندبه رو ديدي اول عاشقي مي کنه بعد براي حاجات و اينجور چيزا دعا مي کنه؟

   

      حتي گاهي امام زمانمون رو مي خوايم براي اينکه بياد تا گرفتاري هاي ما حل بشه...نمي دونم چرا اين وسط حل گرفتاري هاي ما يهو از اجراي حدود الهي و حکومت حقه ي اسلامي که هدف اصلي ظهوره مهمتر ميشه و ازشون مي خوايم که بيان تا گرفتاري هاي ما حل بشه...خب اين يعني دعاي ما براي تعجيل محدود شده به عمر خودمون...!

   

      اين رو رد نمي کنم که ما بايد از اونا حاجتامون رو بخوايم...اما اگه مناجاتامون با ائمه محدود به حاجاتمون بشه مطمئنا زندگيمون هم محدود به حاجاتمون مي شه تا جايي که اصلا عاشقي و آدميت يادمون مي ره...حتي وقتي هم مي خوايم دعا کنيم يادمون ميره ازشون هدايت بخوايم...يادمون نمي ره؟

   

      با اين حال اونا نامردي نمي کنن...دست کرمشون هميشه بازه...به هر حال ائمه جلوه ي اسماء الهي اند و کريم و رئوف و...اما چرا ماها داريم سوء استفاده مي کنيم...؟!

 

اللّهم اهدنا الصراط المستقيم

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در جمعه نوزدهم آبان 1385 و ساعت 8:47 |

هو

      داشتم يکي از پست هاي وبلاگ در انتظار موعود رو مي خوندم که مقايسه اي کرده بود بين يوسف کنعاني و يوسف فاطمي...اونجايي که حضرت يوسف برادراش رو شناخت اما بهشون ابراز نکرد...

      راستي راستي ها...يه لحظه به اين فکر کنيم که امام زمان (عج) دارن ما رو مي بينن و ما رو مي شناسن...اما ما ايشون رو مي بينيم و نمي شناسيم...بعد به علاقه ي امام به خودمون فکر کنيم...اين که چقدر حريصن به هدايت ما، چقدر دوست دارن که بشينن با هامون حرف بزنن و راه رو از چاه نشونمون بدن تا ديگه اينقدر عين اين کورا از چاله در نيايم بيفتيم توي چاه...وقتي اين سرگرداني ما رو مي بينن کلي ناراحت مي شن که ما چرا نمي تونيم راه رو پيدا کنيم...اما حيف که نمي تونن بگن که فلاني! ببين! من امامتم ها! مي شناسي؟ همون که از پدر براي تو بهترم! همون که از رگ گردن به تو نزديکترم! من امامتم ها! فلاني! منو مي شناسي؟ مي دوني من کيم؟من امامتم ها!

      حيف که نمي تونن اينقدر بي واسطه فيض برسونن...ايشون ما رو مي بينن و مي شناسن اما ما ها هم مي بينيمشون و نمي شناسيم هم داريم با گناهامون و غفلت هامون فرج ايشون رو به تأخير مي اندازيم...

      فقط يه لحظه تصورش رو بکنيد...همين!

 

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در چهارشنبه هفدهم آبان 1385 و ساعت 19:56 |

هو

 

سوار يه ماشينه بودم داشتم مي رفتم دانشگاه تهران...يه چيزي شد که يه آقاهه با داد و عصبانيت يه فحش ضايع داد به راننده...اما راننده...

فقط بلند خنديد...

 

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در جمعه دوازدهم آبان 1385 و ساعت 16:43 |

هو

      امروز سر کلاس دکترين ظهور ،استاد از همه پرسيد که به نظر شما مقام حضرت خضر (ع)بالاتره يا مقام حضرت موسي(ع)؟

      يه عده که جواب ندادن و يه عده اي هم که جواب دادن تقريبا همشون گفتن حضرت خضر(ع).

(به نظر شما مقام کدومشون بالاتره؟)

 

      بعدش دکتر تلوري گفت چي شده که بيشتر ما ها عرفان رو بالاتر از قيام در برابر طاغوت مي دونيم؟براي اينکه آسون تره؟

بعدشم گفت همين الآنش هم نمونه هايي از اين مسئله رو داريم...يه عالم ديني رو کلي تکريم مي کنيم اما يه کسي که رفته جبهه 7 بار مجروح شده يه بار شيميايي شده و...رو يه ذره بيشتر احترام نمي ذاريم...حداقل اينه که ارادتمون نسيت به اون عالمه کلي بيشتره...

واقعا چرا قيام در برابر طاغوت رو خيلي تحويل نمي گيريم؟

چون سخت تر از عرفان و زهده؟

مگه نداريم که رسول اعظم(ص) بين دو کار مخير نمي شدن

مگر اينکه سخت تره رو اختيار کنن؟

پس چي مي شه ما ها رو که اينطور فکر مي کنيم؟

 

اهدنا الصراط المستقيم

.

.

.

و الّذينَ جاهَدوُا فينا لَنَهدينّهُم سُبُلَنا

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در دوشنبه هشتم آبان 1385 و ساعت 20:17 |