تبليغاتX
آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست...؟
 هو الملک القدوس..

لحظه ی دیدار نزدیک است

باز من دیوانه ام ، مستم

باز می لرزد ، دلم ، دستم

باز گویی در جهان دیگری هستم

های ! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ

های ، نپریشی صفای زلفکم را ، باد

و نریزی آبرویم ، دل

ای نخورده مست

لحظه ی دیدار نزدیک است


(م. اميد)

+ نوشته شده توسط سلما در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 و ساعت 20:32 |

 

+ نوشته شده توسط سلما در شنبه بیست و یکم مهر 1386 و ساعت 13:5 |

هو

سلام سلام سلام....عیدتون مبارک باشه إن شاءالله!

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت

صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

 

ای خدا! کی می شه ما نماز عید رو به امامت صاحبمون بخونیم...

 

دعای شب عید فطر رو اگه نخوندین از دست ندین...حتی اگه الآن روزه!

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

 

يا اَللَّهُ يااَللَّهُ يا اَللَّهُ، يا رَحْمنُ يا اَللَّهُ، يا رَحيمُ يا اَللَّهُ، يا مَلِكُ يا اَللَّهُ، يا قُدُّوسُ يا اَللَّهُ، يا

 

سَلامُ يا اَللَّهُ، يا مُؤْمِنُ يا اَللَّهُ، يا مُهَيْمِنُ يا اَللَّهُ، يا عَزيزُ يا اَللَّهُ، يا جَبَّارُ يا اَللَّهُ، يا مُتَكَبِّرُ

 

 يا اَللَّهُ، يا خالِقُ يا اَللَّهُ، يا بارِئُ يا اَللَّهُ، يا مُصَوِّرُ يااَللَّهُ، يا عالِمُ يا اَللَّهُ، يا عَظيمُ يا اَللَّهُ،

 

ياعَليمُ يا اَللَّهُ، يا كَريمُ يا اَللَّهُ، يا حَليمُ‏ يا اَللَّهُ، يا حَكيمُ يا اَللَّهُ، يا سَميعُ يا اَللَّهُ، يا بَصيرُ

 

يا اَللَّهُ، يا قَريبُ يا اَللَّهُ، يا مُجيبُ يا اَللَّهُ، يا جَوادُ يا اَللَّهُ، يا ماجِدُ يا اَللَّهُ، يا مَلِىُّ يا اَللَّهُ،

 

ياوَفِىُّ يا اَللَّهُ، يا مَوْلى‏ يا اَللَّهُ، يا قاضى‏ يا اَللَّهُ، يا سَريعُ يا اَللَّهُ، يا شَديدُ يا اَللَّهُ، يا رَؤُفُ

 

 يا اَللَّهُ، يا رَقيبُ يا اَللَّهُ، يا مَجيدُ يا اَللَّهُ، يا حَفيظُ يا اَللَّهُ، يا مُحيطُ يا اَللَّهُ، يا سَيِّدَ

 

السَّاداتِ يا اَللَّهُ، يا اَوَّلُ يا اَللَّهُ، يا اخِرُ يا اَللَّهُ، يا ظاهِرُ يا اَللَّهُ، يا باطِنُ يا اَللَّهُ،

 

يا فاخِرُ ()يا اَللَّهُ، يا قاهِرُ يا اَللَّهُ، يا رَبَّاهُ يا اَللَّهُ، يا رَبَّاهُ‏ يا اَللَّهُ، يا رَبَّاهُ يا اَللَّهُ

 

متن کاملش رو می ذارم توی ادامه ی مطلب...از دست ندین ها!خیلی توپه...

 

برای ظهور خیلی دعا کنیم...و برای من!!!

 

رمضانی باشید...

التماس دعا

یاحق 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در شنبه بیست و یکم مهر 1386 و ساعت 2:59 |
 

هوالرب...

 

 

 

ای دریغ از ماه روزه که چنین زود برفت...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط سلما در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 22:19 |
هو

سلام...

دوباره مال دزدی آوردم سر سفره ی دلم:

«اول شرط كه  می‌تواند منشا غلبه بر شيطان و جنودش شود حفظ طائر (پرنده) خيال [از گناه] است. اين اگر چه در اول امر قدري مشكل به نظر مي‌رسد ولي با قدري مراقبت سهل مي‌شود. ملتفت باش كه خيالات فاسده قبيحه از القاآت شيطان است كه می‌خواهد جنود خود را در مملكت باطن تو برقرار كند و تو بايد مواظب باشي و اين اوهام را از ازخود دور نمايي تا ان شاء الله در اين جنگ داخلي اين سنگر را كه خيلي مهم است از دست شيطان و جنودش بگيري كه اين سنگر به منزله سرحد (مرز) است، اگر اين جا غالب شدي اميدوار باش.»

 

این جملات از حضرت امام خمینی رحمةالله علیه بود که از وبلاگ طلبه ای از نسل سوم دزدیده بودم...


دوستی حرف خوبی زد:

وقتی لفظ امام امت از روی ولی فقیه برداشته بشه، مردم دیگه امّت نیستن...می شن شهروند، هموطن...و این محبت بین مردم رو از بین می بره... 

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت 18:53 |

 هو

 و من یعمل مثقال ذرة شرًّ یره...

 - آقا ببخشید چسب پانسمان دارین؟

 فروشنده ی بهداری دانشگاه چسب رو از توی جعبه درآورد و شروع کرد به حساب کردن و فاکتور نوشتن...وقتی خواست قیمت رو بنویسه کمی مکث کرد...

 - میشه 149 تومن...بنویسم 150؟

 سرم رو به علامت رضایت تکون دادم...تو دلم گفتم چه آدم خوبیه...برای این یه تومن هم اجازه می گیره...

رفتم فیش و پول رو دادم به حساب داری...وقتی برگشتم که فیش رو بدم به فروشنده دیدم یه دونه قرص روی میزه...اهمیت ندادم...فیش رو دادم و را افتادم...

 -اون قرص رو هم بر دارین...

 قرص رو برداشتم، تشکر کردم و راه افتادم...

 به قول مامانم اون واقعاً به مثقال ذرة اعتقاد داشته...


و من از خودم خجالت کشیدم...

نمی خواستم اینطور فکر کنم اما نمی تونستم باور کنم از قصد برنداشته...هی می گفتم آخه مگه آدم شب قدر، اون هم تو مراسم احیا دزدی میکنه؟!

- من نمی فهمم کدوم آدم شوت مشنگی اشتباهی چادری رو برمی داره که جلوش یک متر دوخته است و خیلی سبک تر از چادر خودشه...جنسش هم کلی فرق داره...

- یه کسی که چادر معمولش همین طوریه اما ایندفعه یه چادر دیگه پوشیده بوده...حالا هم حواسش نبوده با یه چادر دیگه اومده فکر کرده چادر تو مال خودشه...

همیشه ادّعا می کنم که سعی می کنم گمان بد به کسی نبرم...

و من حسابی از خودم خجالت کشیدم...

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت 9:0 |
"هو"
سلام علیکم...
در صورت امکان تعریف غیبت حرام را از نظر آقا بنویسید.
ممنون/التماس دعا
یا حق
 
سلام عليکم و رحمة الله و برکاته
بسمه تعالى
غيبت اين است كه پشت سر مؤمن مطلبى گفته شود كه حقيقت دارد لكن اگر او مطلع گردد ‏ناراحت شود. البته مشروط به اينكه به قصد تنقيص گفته شود، يا در نزد عرف تنقيص به ‏حساب آيد.‏
موفق و مؤيد باشيد.‏
 
+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت 20:28 |

هو

                       لَو عَلِمَ المُدبِرون کیف إشتیاقی بهم، لَماتوا شَوقاً

زبونم قاصره از وصف این حدیث قدسی...


خدایا...

کمکمون کن توی این یک سال، خوب بتونیم برای شب قدر سال بعد آماده بشیم...والبته ما رو تا شب قدر بعدی زنده نگه دار...

التماس دعا

یاحق

 

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 19:16 |
هو

لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم...

بعد من هی میگم برین راهپیمایی روز قدس رو باشکوه برگزار کنید...حالا هی گوش نکنید...

 

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 و ساعت 6:57 |

به نامش...

 

" یک سری به وبلاگهای بچه های دانشگاه زدم. از یکی شروع کردم و توانستم با کمک لینک هایی که داده بود به تعداد قابل توجهی از بچه ها دسترسی پیدا کنم. مطالب برادران و خواهران را می خواندم. چیزهای جالبی داشتند، نکاتی که آموزنده بودند؛ ولی نتوانستم برای یک تعداد از پست ها دلیلی پیدا کنم! آنهایی که خطاب به کسی نیست؛ برای خودمان است، مناجات است، نامه سرگشاده است، درد دلهایمان با خداست و... . اینها را برای چه می نویسیم؟ یابهتربگویم، برای که می نویسیم؟! لابد میگویید : تو این دنیای ماشینی بایدیک جایی باشد که آدم احساسات و آنچه در درونش می گذرد را خالی کند. اگراین کار را نکند با مشکلات روحی و روانی زیادی رودررو میشود و ... . درست است که نوشتن خیلی خوب است، باعث میشود که آدم خودش را بررسی کند، باعث رشد و هدف دهی به زندگی می شود و ... ، هزار تا سود دیگر هم دارد. ولی تا حالا اسم وبلاگتان را در گوگل جستجو کرده اید؟ صفحاتی که بهش لینک داده اند را دیده اید؟ دیده اید که ملت از چه جاهایی به شما وصل می شوند؟ تا حالا فکر کرده اید که چه کسانی به وبلاگ هایتان سر میزنند؟ آیا اگر این را بفهمید باز هم این طوری می نویسید؟ باور کنید میتوانید مطالبتان را در رایانه شخصیتان ذخیره کنید، یک فایل باز کنید و این حرفها را بنویسید. اگر رایانه شخصی ندارید بروید یک وبلاگ بسازید که هیچ کس اسمش را  نداند. آنجا بنویسید. دنبال چه هستیم؟به بقیه بگوییم که خیلی خفنیم! با خودمان رو راست باشیم. فکر میکنید که مثلا ناشناس هستید!!! توی کامنتها رفقایتان اسمتان را می گویند. به سادگی معلوم میشود کی هستید. حاضریم شرط بندی کنیم! آدرس وبلاگ ازشما، اسم و فامیل از ما!

از این که بگذریم کلی آسیب اجتماعی-مذهبی دارد. همه تفکرات و ذهنیت هایتان را در کاسه اینترنت میریزید. انگار که با صد نفر درد دل می کنید. یک دفعه ملت عاشقتان می شوند. نه اینکه بیایند بگویند ولی در دلشان یک خبر هایی می شود. یا اینکه کلی سوء تفاهم و سوء برداشت درست می شود. ملت بیکار و خاله زنک به بررسی وبلاگ ها و تک تک جملات می پردازند و سعی می کنند مصداق هر حرفی را در بیاورند، برا خودشان داستان می بافند و ... . اینها همه اتفاق هایی است که می افتد. سر کی کلاه میگذاریم؟ اختلاط یعنی چه؟ فقط با هم برویم اردو؟ یا اینکه درجلسه های دانشجویی کنار هم بنشینیم؟ درجلسه کنار هم نشستن خطرش بیشتراست یا برای یک نا محرم درد دل کردن؟ "

 

این مطلب را از روی نشریه کلمه؛

نشریه هیأت الزهرا(سلام الله علیها)،

 دانشگاه صنعتی شریف،

شماره 17، مهر 86،صفحه 14

برایتان نقل کردم.

 خواستم یک سری توضیحات هم خودم بدهم

 ولی ترجیح دادم فقط اصل مطلب موردمطالعه دوستان قرار بگیرد.

منتظر نظرات شما هم هستم.

+ نوشته شده توسط سلما در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 22:29 |
هو

سلام

این آدرس رو سر بزنید...در مورد شب قدر قشنگ نوشته:

http://yaaddaasht.blogfa.com/post-48.aspx

التماسیم

یا علی

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 16:1 |
هو

مردی که زعصر خود فراتر باشد...

 

 

سلونی قبل أن تَفقِدونی

از من سؤال کنید قبل از آنکه مرا از دست بدهید

حضرت امیر علیه السلام

 

 

      امام ، حجت زمان، یادگار رسول، عالم لا یُعلّم، نقطه ی ثقل دین و زمین و آسمان،شرط عبادت، اوج سعادت،سر از آسمان به زمین می نهد و می گوید:

سلونی قبل أن تفقدونی

       و چنین کسی را با چنین ادّعایی رد می کنند و می پرسند : تعداد محاسن ما چقدر است؟

       چه می شود گفت به اینها...؟ جهل است یا تجاهل است یا غفلت...؟

       غم بزرگیست این...اگر مونس نباشد فقط این چاه است که لیاقت و توانای شنیدنش را دارد...

       اگر راه نزول وحی بسته نشده بود، شاید همانند آیاتی نازل می شد که برای دلداری پیامبر می آمد؛ شاید اگر مونس نرفته بود،دامان گرم او مناسب ترین بود برای گریستن...شاید...

       اما او بی هیچ کدام از این ها...                                                                     

      او بی هیچ کدام از این ها سر در چاه فرو می برد و می گرید...می گرید...

      امام ، حجت زمان، یادگار رسول، عالم لا یُعلّم، نقطه ی ثقل دین و زمین و آسمان،شرط عبادت، اوج سعادت...می گرید...غم بزرگیست این...اگر مونس نباشد فقط این چاه است که لیاقت و توانای شنیدنش را دارد...

آری...راست می گویند این را:

گه ملحد و گه دهری و کافر باشد         گه دشمن خلق و فتنه پرور باشد

باید بچشد عذاب تنهــــــــایی را          مردی که زعصر خود فــــراتر باشد

      داغ سنگینی است بر دل شیعه...نقطه ی ثقل دین را قربةً الی الله می کشند...چه می شود که اینطور می شود...؟!!!به خدای کعبه قسم...

      شاید نور "فزت و ربّ الکعبه" باشد التیام  این دردها...

شاید امام،در آرزوی مرگ و وصال محبوبش تحمل می کند این ها را :

 به خدا قسم علی ابن ابی طالب با مرگ مأنوس تر است تا نوزاد با شیر مادر...

     غم بزرگیست این...

 

      نوزاد را دیده اید که چه دست و پایی میزند در انتظار شیر مادرش...؟انتظار در تمامی جوارحش هویداست...

      و امام از این نوزاد منتظر تر است برای مرگ...

      نوزاد را دیده اید که چه آرامشی دارد هنگام شیر خوردن...؟

      و امام از این نوزاد آرام تر است هنگام مرگ...

      و امام در آرزوی مرگ می نشیند...مشتاق است...

      .

      غم بزرگیست این...اگر مونس نباشد فقط این چاه است که لیاقت و توانای شنیدنش را دارد...و آن ها...آن ها زخم عمیقی زدند بر سینهی اهل بیت و اشیاعشان با این حماقت ها و نفهمی ها...

      .

       امام ، حجت زمان، سلاله ی رسول، عالم لا یُعلّم، نقطه ی ثقل دین و زمین و آسمان،شرط عبادت، اوج سعادت...می گرید...از این غم ها می گرید...

       امام منتظر است، منتظر ظهور تا انتقام این زخم ها را بگیرد...


پی نوشت: این پست مال پارساله اما چون خیلی دوستش داشتم دوباره گذاشتمش...

التماس دعا-یا حق

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در یکشنبه هشتم مهر 1386 و ساعت 20:19 |
هو

سلام...

من یه سؤال:

مگه توی ماه رمضون دست و پای شیاطین بسته نیست؟

مسئلةً:

چرا توی سریال اغماء و او یک فرشته بود شیاطین آزاد آزاده؟

التم

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 22:26 |

هو

امّا الحسن

فَلَهُ هَيبَتي و سُؤدَدي

 امّا حسن؛

او صاحب هيبت و آقايي من است.

حضرت رسول صلّي الله عليه و آله وسلّم

 

السلام علیک یا معزّ المؤمنین...

 


 

سلام...

 

توی دلم یه دنیا غم می شینه وقتی به این صفت معزّالمؤمنین و برعکسش فکر می کنم...

 

عیدتون مبارک

التماس دعا

یا حق

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در چهارشنبه چهارم مهر 1386 و ساعت 23:36 |

یو ها ها...

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در سه شنبه سوم مهر 1386 و ساعت 5:42 |

هو

 ای والله احمدی نژاد...چه مصاحبه ی توپی با CBS کرد...!

یارو سوسک شد...!!!

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در دوشنبه دوم مهر 1386 و ساعت 5:18 |