تبليغاتX
آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست...؟
  "بسمک یا سریع الرضا"

باز هم آمده ام به آستان دری که کوبه ندارد.                    

آمده ام به درگاهت.

آمده ام درد و دل کنم چون تنها سنگ صبورم تویی.

آمده ام شکایت کنم چون تنها قاضی دادگاه بشریت تویی.

آمده ام زاری کنم چون تنها دادرس تویی.

آمده ام به درگاهت چون تنها ملجأ و پناهگاه تویی.

آمده ام اما با دست خالی! هیچ چیز نداشتم که برایت تحفه بیاورم.

هر چه می خواستم بردارم میدیدم از جانب توست و به دست من ویران شده!

خلعتیی پاره، نامه ای سیاه و دلی شکسته...

همین آخری را برداشتم. آخر شنیده بودم که گفته ای این یکی را دوست ندارم سالم تحویلم دهی!

خوشحال بودم که حد اقل این یکی را دارم! پس دلم را گرفتم و آهنگ سفر کردم!

اما کجا باید میرفتم؟

دست به دامن که میشدم که دلِ زرورق پیچم را برایت بیاورد؟ منِ بال شکسته که توانش را نداشتم.

دنبال کسی باید میگشتم که تا خودِ خودت بیاید و دلم را روی تلِ دل شکستگان، مقابل دیدگانت گذارد.

 میدانستم خاندانی هستند که بسیار دوستشان می داری. همگی معصوم و بی گناه، اما به درگاه کدامشان پناه میبردم که دست دلم را بگیرد و بیاورد برایت؟ که البته "کلهم نور واحد"

 ولی باید یکی را انتخاب میکردم.

از میان نام ها ،نام علی را گزیدم و از میان القاب، رضا را که وقتی او دلم را به آستانت آورد، به لطف لقبش از این دل سیاه راضی شوی و بند زده تحویل صاحبش دهی که دلی که به دست تو بند زده شده باشد تا آخر عمر بندهایش نمی گسلد.

پس مسیر سفر عشق گزیدم.

دست بر سینه گذاشتم و سلامی دادم به جانب ارض طوس.

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا...


 

پ.ن۱: میلاد ثامن الحجج را تبریک می گویم. 

پ.ن۲: عیدتان مبارک.

پ.ن۳: از بین این همه عکسی که از حرم امام رضا(ع) بود، گشتم و یه وییو از صحن انقلاب پیدا کردم چون خیلی این صحن رو دوست دارم.

پ.ن۴: اگه تو هم دلت برا حرمش تنگ شده یه سر بزن به سایت آستان قدس رضوی و از اونجا با پخش مستقیم سیم دلت و وصل کن.

پ.ن۵: ما رو هم از دعای خیرتون فراموش نکنید.

 

 

 

+ نوشته شده توسط سلما در چهارشنبه سی ام آبان 1386 و ساعت 20:44 |
هو

سلام سلام سلام....خوبین؟خوشین؟ ما رو نمی خونید سر کیفید؟

بابا فردا عیده دیگه! خب خوبه دیگه! نیست؟! شاد باشین خوشحال باشین...

بابا فردا تولد امام رضا جونمونه دیگه خب!!!

تولد تولد...تولدت مبارک...!

یه دعای خوشگل هست که توی گوشیم داشتم(منبعش خیلی موثقه ها! نوکیا N۹۰ ساخته کشور فنلاند، داداش همون شیخ عباس قمی خودمونه!)به اسم دعای استغاثه از امام زمان...خیلی باحاله...به اسم استغاثه اول کلی حال می کنه با امام زمان و کلی مدح و سلام میکنه بعد توی چند جمله حاجت می خواد...خیلی دوستش دارم...یعنی اونم منو دوست داره؟!!!

سلام الله الکامل التام الشامل العام و صلوته الدائمة و برکاتة القائمة التامه علی حجه الله و ولیه فی ارضه و بلاده و خلیفته علی خلقه و عباده وسُلاله النبوة و بقیة العترة و الصّفوة صاحب الزمان و مُظهر الایمان و مُلَقِّن احکام القرآن و مُطهّر الأرض و ناشر العدل فی الطول و الارض و الحجه القائم المهدی الامام المنتظر المرضی و ابن الائمه الطاهرین الوصی الاوصیاء المرضییین الهادی المعصوم ابن الأئمه الهداة المعصومین السلام علیک یا معز المومنین المستضعفین السلام علیک یا مذل الکافرین المتکبرین الظالمین السلام علیک یا مولای یا صاحب الزمان السلام علیک یابن رسول الله السلام علیک یابن امیرالمومنین  السلام علیک یابن فاطمه الزهرا سیدة نساءالعالمین السلام علیک یابن الائمه الحجج المعصومین و الامام علی الخلق اجمعین السلام علیک یا مولای سلامَ مخلِصٍ لک فی الولایة اشهد انک الامام المهدی قولاً و فعلاً و انت الذی تملأ الارض قسطا و عدلا بعد ما مُلأت ظلما و جورا فعجل الله فرجک و سهل مخرجک و قَرّب زمانک و کثّر انصارک و اعوانک و انجز لک ما وعدک فهو اصدق القائلین و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین یا مولای یا صاحب الزمان یابن رسول الله حاجتی کذا و کذا فاشفع لی فی نجاحها فقد توجهت الیک بحاجتی لِعلمی أنّ لک عند الله شفاعة مقبولة و مقاماً محموداً فبحق من اختصکم بامره و ارتضاکم لسره و بالشان الذی لکم عندالله بینکم و بینه...

از این جا به بعد یه کلمه ای میگه که نمی فهمم چیه؟به همین دلیل نمی نویسم...گفتم موثقه ها!

آخراشه دیگه...

کلا دعاش خیلی قشنگه...

التم زیاد

یاحق  

 

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در چهارشنبه سی ام آبان 1386 و ساعت 14:33 |
 

هو...

 

 

دست عشق از دامن دل دور باد!‏

می ‌توان آيا به دل دستور داد؟

می ‌توان آيا به دريا حكم كرد

كه دلت را يادی از ساحل مباد؟‏

موج را آيا توان فرمود: ايست!‏

باد را فرمود: بايد ايستاد؟

آنكه دستور زبان عشق را‏

بی ‌گزاره در نهاد ما نهاد

خوب می ‌دانست تيغ تيز را

در كف مستی نمی ‌بايست داد

مرحوم قیصر امین پور   


پ.ن: روحش شاد و راهش پر رهرو...

 

+ نوشته شده توسط سلما در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 و ساعت 15:10 |

بسم الله الرحمن الرحيم

با اندوه و دريغ، خبر تلخ درگذشت شاعر فرزانه‌ي انقلاب دكتر قيصر امين‌پور را دريافت كردم.

از دست دادن او براي اينجانب و براي همه‌ي اصحاب شعر و ادب، خسارتبار است. او شاعري خلاق و برجسته بود و همچنان به سمت قله هاي اين هنر بزرگ پيش ميرفت.

درگذشت او آرزوهائي را خاك كرد، ولي راه فتح قله‌ها را اميد است دوستان و ياران نزديك و شاگردان اين عزيز، ادامه دهند. او و دوستانش نخستين رويشهاي زيبا و مبارك انقلاب در عرصه‌ي شعر بودند و بخش مهمي از طراوت و جلوه‌ي اين بوستان، مرهون ظهور و رشد آن عزيز و ديگر دوستان همراه اوست. خداوند پاداش خوبيهاي او را امروز كه بيش از گذشته به آن نيازمند است، با كَرََم و فضل به او برگرداند و او را در آغوش رحمت و مغفرت خويش بگيرد. به خاندان و بازماندگان و دوستان و شاگردان آن عزيز صميمانه تسليت ميگويم.

سيّدعلي خامنه‌اي

9/ آبان/1386


هو

سلام...

خداییش باید اینها رو جبران کرد...

یا امام زمان...!


و قاف حرف آخر عشق است

آن جا که نام کوچک من آغاز می شود

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 9:22 |

هو...

 


روزها گذشت و گنجشك با خدا هيچ نگفت .

فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند.

و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت:

مي آيد، من تنها گوشي هستم

كه غصه هايش را مي شنود

و يگانه قلبي هستم كه دردهايش را در خود نگه مي دارد

و سر انجام گنجشك روي شاخه اي از درخت دنيا نشست.

فرشتگان چشم به لبهايش دوختند.

گنجشك هيچ نگفت

و خدا لب به سخن گشود:

با من بگو از آنچه سنگيني سينه توست.

گنجشك گفت:

لانه كوچكي داشتم ،

آرامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي كسي ام .

تو همان را هم از من گرفتي .

اين توفان بي موقع چه بود؟

چه مي خواستي از لانه محقرم؟

كجاي دنيا را گرفته بود؟

و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست.

سكوتي در عرش طنين انداز شد .

فرشتگان همه سر به زير انداختند.

خدا گفت:

ماري در راه لانه ات بود .

خواب بودي.

باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند.

آنگاه تو از كمين مار پر گشودي .

...

گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود.



خدا گفت ; و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم

از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام بر خاستي.



اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود .

ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت.

هاي هاي گريه هايش ملكوت خدا را پر كرد.

 


 

پ.ن: خیلی وقت ها ما هم همین طوریم قبول داری؟

یا علی مددی...

+ نوشته شده توسط سلما در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 20:59 |

یا اله العالمین...

سر خوش زسبوی غم پنهانی خویشم

چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم

در بزم وصال تو نگویم ز کم و بیش

چون آینه خو کرده به حیرانی خویشم

لب باز نکردم به خروشی و فغانی

من محرم راز دل طوفانی خویشم

یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی

عمریست پشیمان ز پشیمانی خویشم

از شوق شکر خند لبش جان نسپردم

شرمنده جانان ز گرانجانی خویشم

بشکسته تر از خویش ندیدم به همه عمر

افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم

هر چند "امین" بسته دنیا نیم اما

دل بسته یاران خراسانی خویشم

سید علی حسینی

جانم فدای رهبر


پ.ن۱: قرار بود این پست به همراه صدای شاعر گذاشته بشه اما به دلیل زیاد بودن حجم و مشکلات دیگه نشد! دوستان که اکثرا رو موبایلا دارن ولی اگه کسی نداشت میتونم بولوتوث کنم براش!!!!!!!

پ.ن۲: این پست را به خاطر ارادت خودم و بیشتر دوستام به این شعر و شاعرش گذاشتم!

پ.ن۳: همه دوستام رفتن مشهد٫ آقا منو نطلبیدن

پ.ن۴: خدایا ما رو تو طی طریقت یاری کن.

یا علی مددی...

 

+ نوشته شده توسط سلما در پنجشنبه سوم آبان 1386 و ساعت 11:37 |