تبليغاتX
آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست...؟
هو





بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم...


+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 و ساعت 23:6 |

هو

سلام...

خوبین؟

عیدتون مبارک؟!

عیدتون مبارک...!

 

شاعر میگه زچه بنشستی؟بگشا دستی...آذین کن صحن و سرا را...به دلم نوری چه شر وشوری زان مرغ خوش خبر آمد...

بعله...!فکر کردی پس چی؟!

 

این بالایی ها رو برای خالی نموندن عریضه نوشتم...

غرض از مزاحمت اینکه داشتم رد می شدم گفتم یه زنگ بزنم در برم!

 

جدا از جدّی خدمتتون عرض کنم که بنده برای موسیقی وبلاگم یه چیز باحال که خیلی دوستش داشتم گذاشتم اما ظاهرا بلاگفا قاط زده و موسیقی وبلاگ پخش نمیشه...

 

نمیدونم مداحیه یا جشنه امّا چیه؟ هرچی هست خیلی قشنگه...از این جا برش دارین...!

 

التماس دعا

یا علی

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 و ساعت 13:36 |

هو

سلام...

 

امشب رفته بودیم مسجد مولودی بود بعد از نماز...مدت هاست حسرت یه جشن درست حسابی یا یه مداحی کامل به دلم نشسته...مدت هاست که شعر های درست و حسابی کم می شنوم...من نمی فهمم ما مشکلمون چیه؟نمی فهمیم یا نمی تونیم؟!آها فهمیدم...چشممون چپه!حتما بخاطر همینه که نمی تونیم دو تا شعر درست توی جشن ها و عزاداری هامون بخونیم...

 

شعر می خونه:

اگه یه لحظه پیش من بمونی چی میشه چی میشه چی میشه؟

جون زهرا چیزی ازت کم نمی شه نمی شه نمی شه...

 

اولا که من نمی فهمم چرا چایی نخورده پسرخاله میشن یهو حضرت زهرا سلام الله علیها با اون جبروتش می شه زهرایی که واسه دلربایی شعرشون به جونش قسم می خورن...

 

ثانیا که ما کی می خوایم تمام آرزومون رو خلاصه کنیم در اینکه می خوایم فقط یه لحظه با امام باشیم...کی؟ نمیگم کمه ها...! اما باید بیشتر بشه آرزوها و آرمان هامون تا امام چهره از پرده برآرد...

 

داشتم میخوندم:

مال منی...ابا صالح...

نگاهت نجیبه...چه دل فریبه...

 

ای خدا...آخه من چی بگم؟ارزش نقد کردن هم ندارن این حرف ها...هر کی ندونه اینا رو بشنوه فکر میکنه(خیلی ببخشید) مرده داره واسه زنش می خونه...یعنی چی مال منی؟!!!

 

آی اونایی که شکایت می کنید از اینکه بعضی ها مداحی ها رو مسخره می کنن مثلا میان به لهجه ی ترکی برای شمر روضه می خونن! و من همیشه می گم حق دارن...خداوکیلی شما باشید ببینید کسی که یه چیزی رو قبول داره ارزشش رو میاره پایین و حرمت نگه نمی داره ،اگه قبول نداشته باشید اون چیز رو براش حرمت قائل می شید؟ دِ نمی شید دیگه...

 

می بینی شب ولادت خون می کنن دل آدمو...؟! امان از دل کوچیک ما که با این چیزا جوش میاره...هرچند این مسئله در ظاهر خیلی بزرگ به نظر نمی رسه...

 

به هر حال عیدتون خیلی مبارک...من یکی به شدت احتیاج به دعا دارم...رو به موتم...

این دعای عاشقانه رو از زبان امام رئوف بشنویم:

 

اللهم کن لولیک

الحجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه

فی هذه السّاعة و فی کل السّاعة

ولیّاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً وعیناً

حتّی تسکنه ارضک طوعاً و تمتعه فیها طویلاً

برحمتک یا ارحم الراحمین

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

التم

یا علی

 

+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در سه شنبه ششم شهریور 1386 و ساعت 23:17 |

هو

سلام! خوبین؟!

این ایام زیبا که به کام هست إن شاءالله؟! اگرم به کام نیست پس امتحانه(هر چند اگرم به کام باشه امتحانه!)...ناراحت نباشید...خوشحال باشید...عین من...! لا تقنطوا من رحمة الله بابا! خدا رحمتش بیشتر از ایناست که ماها فکر می کنیم...!(خدا به عالم تشیع رحم کرد من منبری نشدم...آخه یکی نیست بگه این چه وضع وعظ گفتنه؟!)

 

می خوام برم سر اصل مطلب...

ظاهراً یکی از مصادیق "ماء" در قرآن "امام"ـه...!

من هر وقت با این دید به آیه ای که در مورد آب داریم که میگه "توسط آن زمین را بعد از مرگش زنده کردیم" نگاه می کنم یاد اون حدیثی میفتم که در مورد امام مهدی علیه السلام میفتم که میگه خداوند زمین را توسط او پر از قسط و عدل می کنه بعد از اینکه از ظلم و جور پر شده بود...

قشنگه نه؟!

یا ایها الذین امنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم‏...

 

دیشب هم من در حالت خواب و بیداری داشتم صحبت های آیة الله جوادی آملی رو می شنیدم که داشتن یه چیزایی در مورد اینکه امام زنده کننده است می گفتن...صبح فکر کردم تو خواب یکی اینا رو بهم گفته...ولی وقتی به مامانم گفتم یادم آورد که جریان چی بود!!!

 

راستی اگر کتاب "جهاد اکبر یا مبارزه با نفس" امام رو نخوندید حتما بخونید...خیلی کوتاه و به شدت مفیده و یه جاهاییش در مورد مناجات شعبانیه نکات نابی داره...از دست ندیدش...

من یه خلاصه ای از کتابشون رو  تو ی ادامه ی مطلب می ذارم ولی اصلاً اکتفا نکنید... 

 

التماس دعا

یاحق


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در سه شنبه ششم شهریور 1386 و ساعت 18:1 |