تبليغاتX
آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست...؟ - دلم پره...

ماه مبارك رمضان ماه ضيافت خداست كه انسان در اين ماه مهمان الهي است. معلوم مي شود گذشته از آن رزق ظاهري كه ان الله هو الرزاق ذوالقوه المتين(1) و گذشته از آن رزق كه ما بكم من نعمه فمن الله(2)، روزي هاي ديگري هم هست كه در فرصت هاي مناسب توزيع مي شود. و مهم ترين روزي اي كه در كنار اين مائده و مأدبه الهي در ماه مبارك رمضان به بندگان عطا مي كنند، همان معارف قرآن كريم است و در كنارش سنت معصومان(ع) هست و بركات ديگر... پس اين ماه، ماه ضيافت خداست و غذائي كه اين ماه به انسان مي دهد، معارف قرآن است و چون قرآن از عترت جدا نيست، در حقيقت ثقلين در اين ماه روزي مهمانان الهي اند... آنها كه اهل سير و سلوك اند نه سالشان نظير سال كشاورزان اول مهر است، نه نظير طبيعت ديدگان و طبيعت زدگان، اول فرودين! اينها سالشان از ماه مبارك رمضان شروع مي شود و آخر سالشان ماه شريف شعبان است.
شما كتاب هاي مرحوم ابن طاووس را كه بررسي مي كنيد، مي بينيد وقتي اعمال سنه را تنظيم مي كند، اول از ماه مبارك رمضان شروع مي كند، آخر اين كتاب به شعبان مي رسد. يعني اول سال براي كسي كه اهل سير و سلوك است، ماه مبارك رمضان است؛ آخر سال ماه شعبان! آخر سال انسان سعي و تلاش و كوشش مي كند كه تمام كمبودها را ترميم بكند. اگر وجود مبارك رسول گرامي(ص) در تمام اين دوازده ماه اهل شب زنده داري و مانند آن بود، ولي وقتي ماه شعبان رسيد، يدأب في صيامه و قيامه، في لياله و أيامه بخوعا لك في اكرامه و اعزامه الي محل حمامه(3). تا زنده بود خصوصيتي براي ماه شعبان قائل بود كه براي ماه هاي ديگر نبود، براي اينكه پايان سال اعتقادي، اخلاقي و عملي است! هر كاسبي بالاخره در پايان سال تلاش و كوشش مي كند كه جمع بندي كند و كم نياورد!
ماه شعبان نه به از دست قدح كين خورشيد
از نظر تا شب عيد رمضان خواهد شد
اما نكته بعد... جاني خدا به ما داد و كتابي هم به ما داد! اين كتاب كلمه اوست و اين جان هم كلمه اوست. نه روح ما حرف محمل است و نه حرف محمل در كتاب الهي راه دارد! همانطوري كه قرآن را آويخت و نه انداخت، روح ما را هم آويخت و نه انداخت! بيان ذلك اين است: گرچه همه نعمت ها از خداست، ما بكم من نعمه فمن الله؛ گرچه همه اين نعمت ها مخزني دارند، ان من شيء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم(4)، گرچه همه نعمت ها از خدا نازل شده است، حتي انزلنا الحديد فيه بأس شديد(5)، حتي أنزل لكم من الأنعام ثمانيه أزواج(6). اين «أنزل» به معني خلق نيست! اين أنزل به معناي خود أنزل است. منتها انزال كل شيء بحسبه. همانطوري كه باران فرستاد، گاو و گوسفند هم نازل كرد، آهن هم نازل كرد، منتها نزولش به نحو تجلي است، نه به نحو تجافي! همه اينها از آنجا نازل شده اند. آنجا ريشه و مخزن همه اين نعم است طبق آيه سوره حجر. لكن اينها را از آنجا انداخت و نه آويخت! باران را انداخت، نازل كرد. مطر را نازل مي كند؛ آهن را انداخت، انعام را انداخت، ولي قرآن را نينداخت! قرآن را آويخت.
فرق انداختن و آويختن اين است: كه اين مطر طوري نيست كه اگر كسي اين مطر را تمسك بكند، اعتصام بكند، بالا برود. آهن را اعتصام بكند، بالا برود. ولي اين حبل را، اين قرآن را به عنوان حبل آويخت. فرمود: اين حبل است، من اين را نينداختم! مثل باران نيست. گرچه انا أنزلناه في ليله القدر(7)، گرچه أنزلناه في ليله مباركه (8)، اما انزال حبل گونه است، نه انزال مطر گونه! اين آويختن است و نه انداختن! فرمود: اين ثقل اكبر، اين قرآن كريم كه به طرف شما نازل شده است و آويخته شده است، احد طرفيه بيدالله سبحانه و تعالي و الطرف الآخر بأيديكم. در همان نصوص ثقلين آمده است كه: يك طرف قرآن به دست خداست، طرف ديگر به دست شماست. اين را بگيريد و بالا بيائيد. در چنين فضائي اعتصام معنا دارد. واعتصموا بحبل الله جميعا(9)، با هم بگيريم. اين توان آن را دارد كه نياز همه را برطرف كند. اين يك طنابي نيست كه اگر شش ميليارد يا هفت ميليارد بشر، همه محكم اين را بگيرند، پاره بشود. مشكل آنها را حل نكند! اين آن حبل مستحكمي است كه اگر ميلياردها بشر اين طناب را بگيرند، هرگز اين باز نمي ماند! مشكل همه را حل مي كند. هر كه سؤالي دارد، اين جواب مي دهد. هر كه درخواستي دارد، اين پاسخ مي دهد. هر كه توسل و استشفائي دارد، اين حل مي كند. هركس از هر راهي بخواهد برود، اين مي برد. چرا؟ چون احد طرفيه بيدالله سبحانه و تعالي! پس قرآن حبل الله است، نه نظير مطر. انزالش به نحو آويختن است، نه به نحو انداختن. آن جان ملكوتي هم كه ذات أقدس اله به ما داد به عنوان نفخت فيه من روحي(01)، اين را هم در بدن ما نينداخت. بلكه به بدن ما آويزان كرد، متعلق كرد. يك طرف اين جان ما هميشه به دست اوست، طرف ديگرش در بدن! اين كه ما اعمال و عبادات را قربه الي الله انجام مي دهيم، ايني كه به ما فرمودند: أينما تولوا فثم وجه الله(11)، به هر سمت رو بكنيد، در هر زمان و زمين با خدا مناجات و گفتگو بكنيد، راه باز است، براي اينكه روح ما را ذات أقدس اله در بدن حلول نداد، به بدن نداد به نحو انداختن، بلكه به بدن داد به نحو آويختن! هر شب در هر لحظه كه انسان مي خوابد،
هو الذي يتوفاكم بالليل و يعلم ما جرحتم بالنهار(21). هر شب اين را قبض مي كند و هر روز برمي گرداند! پس روحي به ما داد كه نظير قرآن احد طرفيه بيدالله سبحانه و تعالي است! اين يقلب من يشاء. قلب مؤمن مي گويند بين اسمعين من اصاب الرحمان است، همين است. دخل و تصرفي كه در دل هاي مؤمن مي كند، از اين قبيل است. نشان آن است كه ما را به حال خود ما وانگذاشت و رها نكرد و دائماً در دلهاي ما تصرف مي كند. خود روح ما كلمه اي از كلمات الهي است. قرآن هم كلامي از كلام هاي الهي است. به ما گفتند: اقرء وارق (31). هر اندازه كه توانستيد مهمان اين كتاب باشيد؛ از اين كتاب بهره ببريد، بخوانيد و بالا برويد و خودتان را ارزان نفروشيد. بنابراين روحي به ما داد كه يك طرفش به دست ذات أقدس اله است، و هر شب ما مهمان اوئيم. منتها اگر مواظب روزمان باشيم، شب مي فهميم كه مهمان كي هستيم! كي ما را قبض كرد، كجا رفتيم و چي ديديم و برگشتيم. چون روز خوابيم، شب مي خوابيم! و اگر روز بيدار باشيم، شب مي فهميم كي ما را قبض كرد، كجا برد، چي نشانمان دادند و از كدام راه داريم برمي گرديم! چون هو الذي يتوفاكم بالليل و يعلم ما جرحتم بالنهار. ماه مبارك رمضان، انسان بايد مهمان چنين كتابي باشد!

 
+ نوشته شده توسط سید.م.فاخری در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 12:29 |